احمد قلى زاده

23

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

اركان قياس هر قياسى بايد داراى چهار ركن باشد به‌طورى كه هركدام منتفى شود قياس هم منتفى مىشود و آنها عبارتند از : 1 - اصل : و آن عبارت است از همان مقيس عليه و يا مشبه به كه يقينا حكم براى آن در نزد شارع ثابت است مثلا خمر . 2 - فرع : و آن عبارت است از همان مقيس و مشبه كه هدف ما از قياس ، اثبات نمودن حكم شرعى براى آن است مثلا فقاع . 3 - علت : و آن عبارت است از همان جهتى كه ما به الاشتراك و قدر جامع اصل و فرع است و به واسطه آن حكم ، اصل را مىخواهيم براى فرع ثابت كنيم نظير سكر براى خمر . 4 - حكم : و آن عبارت است از نوع و كلى حكمى كه براى اصل ثابت است و مىخواهيم مماثل آن را با فرد ديگرش براى فرع ثابت كنيم كه حرمت مىباشد براى فقاع . استحسان « 1 » معناى ظاهرى استحسان انتخاب راه حل نيكوتر است و از سوى علماى طرفدار استحسان تعاريف گوناگونى شده يكى از آن تعريفات تعريف « ابو الحسن كرخى » از ائمهء مذهب حنفى مىباشد : و آن : « الاستحسان هو قطع المسألة عن نظائرها و العدول بالمسألة عن حكم نظائرها الى حكم آخر لوجه اقوى يقتضى هذا العدول » يعنى : استحسان اين است كه در مسأله‌اى از حكمى كه مسائل همسان و همانند آن دارند چشم‌پوشى كرده حكم ديگرى در آن باره بدهيم به واسطه

--> ( 1 ) . اصول الفقه - ج - 3 ص 205 - اصول استنباط ص 337 .